همان­طور که در جلسات سابق استفاده شد، سورة مبارکة نساء، سورة خانواده است و در آیات شریفة سابق، خدای سبحان همسران را به مدارا و صبر و تحمل و سازگاری دعوت فرمود و مردان متجاوز به حقوق زنان را که به بهانه­ های مختلف حقوق زنان را ضایع می­کردند، مورد عتاب قرار داد و توصیه فرمود که حق و حقوق و مهریة زنان را جدّی شمارید و عذاب شدید در انتظار مردانی است که بخاطر تصرف و غصب مهریه، زنان را به عمل منافی عفت متهم می­ کنند.

     دو مطلب در مورد مطالب سابق لازم به یادآوری است که عبارتند از:

1- قرآن کریم، فقط مردم زمان نزول آیات را مورد خطاب قرار نمی­دهد، بلکه بدین سبب که قرآن، کتابی جهانی و جاودانی است و ارزش­های قرآنی کهنه نمی­شوند و الی یوم القیمة زنده هستند، لذا تمام مردم را در هر عصر و زمانی مورد خطاب قرار می­دهد، بنابراین همواره این احکام جاری هستند و امروز هم اگر کسی مرتکب تهمت در حق زنان شود، مشمول عذاب الهی می­گردد. پس، امر و نهی و قوانین قرآن کریم الی­ یوم القیمة قابل اجراست و همة انسانها را مورد خطاب قرار می­دهد، همان­طور که در مبارکة جمعه می­فرماید: «وَ آخَرينَ مِنْهُمْ لَمّا يَلْحَقُوا بِهِمْ»[1].

2- دین مبین اسلام، همچنانکه به ازدواج و وصلت و تشکیل خانواده تشویق می­فرماید، با جدایی و متارکه و اختلاف و طلاق مبارزه دارد و در آیات شریفة قرآن کریم و روایات حضرات معصومین(عَلَيهِم­ السَّلام) به این امر تصریح شده است. همان­طور که در روایات حضرات معصومین(عَلَيهِم ­السَّلام) و در آیة شریفة سابق، خدای سبحان برای نهی از طلاق به مردان فرمود: «اگر همسرتان مورد پسند و دلخواه شما نیست، باز توجه کنید که ای بسا خداوند در آن خیر کثیر قرار داده باشد». در روایات حضرات معصومین(عَلَيهِمُ ­السَّلام)  از طلاق تحت عنوان حلال مبغوض نام برده شده است و حضرت پیامبر اسلام(صَلَّی‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَ‌الِٰهِ)  فرمودند: «جناب جبرئیل آنقدر در مورد زنان به من سفارش کرد که فکر کردم، طلاق زنان حرام است»[2]. در مورد دیگر نیز آمده است: «آنقدر جبرئیل دربارة زن به من سفارش کرد که گمان کردم طلاق دادن او جز در موردی که مرتکب فحشای آشکار شود، سزاوار نیست»[3].

     خداوند متعال، این همه به کانون خانواده، احترام و قداست قائل است و روابط زن و مرد را بر اساس احترام متقابل می­داند، لکن در جامعة غرب نهادی به این قداست، اکثراً متلاشی و متزلزل است، بطوریکه عزیزترین افراد خانواده جدا جدا زندگی می­کنند و اکثراً سگ جای نزدیک­ترین افراد خانواده را می­گیرد و همان­طور که ازدواج، به آسانی و با نگاه سطحی صورت می­گیرد، طلاق هم به همین آسانی صورت می­پذیرد و اکثر مشـاورین جامعة غرب نیز به سهولت و آسانی حکم طلاق صادر می­کنند و با رجوع زن یا مردی، بدون شنیدن صحبت از طرف مقابل، او را به متارکه و جدایی توصیه می­کنند. حال، با وجود اینکه به مشاورین و روان شناسان متعهّد و باتقوا بسیار احترام قائل هستیم، لکن متأسفانه گاهی برخی از روان شناسان و مشاورین مسلمان هم تحت تأثیر روان شناسان غرب قرار گرفته و به سهولت بـه طلاق و جدایی توصیه می­کنند، بطوریکه با مراجعة زن یا مردی و شکایت از همسرش، بدون اینکه با همسر او هم، صحبت کنند و گفته­ های طرف مقابل را نیز بشنوند، توصیه به طلاق می­کنند. بنابراین چنانچه عزیزان در مراجعه به مشاور با دعوت به طلاق و جدایی برخورد نمودند، آن را بی­ اعتبار دانسته و قابل اعتماد ندانند.

     بعد از اینکه مطالبی در عظمت و قداست خانواده استفاده شد، خدای سبحان پانزده گروه از ازدواج­ های حرام را مطرح می ­فرماید که یک مورد در آیة شریفة مورد بحث، سیزده مورد در آیة شریفة بعدی و یک مورد در آیة بعد از آن است. یکی از ازدواج­ های حرام و اعمال قبیحِ زمان جاهلیّت که در آیات شریفة سابق نیز استفاده شد «لا یَحِلُّ لَکُمْ أََنْ تَرِثُوا النِّسآءَ کَرَهاً»[4] یکی از مصادیق ارث­بَری زنان این است که وقتی پدر از دنیـا می­رفت، فرزندان او، نـامادری را هم مانند مـال و اموال او ارث می­بردند و با او ازدواج می­کردند یا او را شوهر می­ دادند و مهریه ­اش را تصاحب می ­نمودند، چراکه زن ارزش و اهمیتی نداشت و به عناوین مختلف در حق زنان ظلم می­شد. وقتی رابطة جنسی میان پدر و همسر جدید برقرار شد، فرزندان شوهر برای همسر جدید که همان نامادری فرزندان محسوب می­شود، محرم می­گردند هم­چنین فرزندان دخترِ زن، برای شوهر جدید او که همان ناپدری فرزندان محسوب می­شود، محرم می­گردند. اما تا زمانیکه رابطة جنسی برقرار نشده باشد، فرزندان دخترِ زن برای شوهر جدید و فرزندان پسرِ شوهر برای زن، نامحرم هستند، بطوریکه شوهر می­تواند زن را طلاق دهد و با دخترش ازدواج کند. در زمان جاهلیت به این حکم عمل نمی­شد و بعد از مرگ پدر، فرزندان گاهی با نامادری ازدواج می­کردند، در حالیکه در سایر ادیان نیز ازدواج با نامادری نهی شده است و خدای سبحان چنین کسانی را مورد عتاب قرار می­دهد.

     البته لازم به توضیح است: فرزندانی که زن از شوهر سابق خود دارد با فرزندانی که شوهر از همسر سابق خود دارد، نامحرم هستند و در صورت رابطه جنسی میان زن و شوهر، باز هم فرزندان قبلی آنها نسبت به همدیگر محرم نمی­گردند، چرا که آنها نه از طرف پدر و نه از طرف مادر، مشترک نیستند.

     پس خداوند متعال در آیـة شریفة مورد بحث، بندگـانش را نـهی می ­فرماید از اینکه با نامادری خود ازدواج کنند. محرمیّت در نکاح، بر خلاف ارث است. در مسئلة ارث، تا زمانیکه پدر وجود دارد، پدر بزرگ ارث نمی ­برد و تا مادر وجود دارد، مادربزرگ ارث نمی­برد و تا فرزند وجود دارد به نوه ارث نمی­رسد، لکن در ازدواج مادر، نامادری هم محرم است و ازدواج با او نیز حرام است و نوة نوه هم محرم است و ازدواج با نوادگان هم حرام است. وقتی پدر ناتنی، محرم است، پدر پدر هم محرم می­باشد و وقتی مادر ناتنی محرم است، مادر او نیز محرم می­گردد. مادرزن و پدرشوهر، محرم ابدی هستند و حتی اگر زن و شوهر متارکه کنند، باز پدر شوهر برای عروس و مادرزن برای داماد محرم ابدی است و مادرِ مادر و پدرِ پدر هم محرم ابدی هستند و لذا نمی ­توان با آنها ازدواج کرد.

     حال خدای سبحان در آیة شریفة مورد بحث می­فرماید: «وَلا تَنْکِحُوُا ما نَکَحَ ابآءُکُمْ مِنَ النِّساءِ اِلّا ما قَدْ سَلَفَ» ازدواج نکنید با نامادریتان، مگر آنچه که گذشت. معنای «قَدْ سَلَف» این نیست که اگر قبلاً ازدواج صورت گرفته، می­تواند ادامه یابد، بلکه اگر در زمان نزول آیة شریفه چنین ازدواجی برقرار است یا بعد از نزول آیة شریفه چنین ازدواجی صورت گیرد، حرام و باطل است و باید جدایی حاصل شود و چنین ازدواجی لغو گردد. حضرت پیامبر اسلام(صَلَّی‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَ‌الِٰهِ) چنین ازدواج­هایی را لغو کردند و به حرمت آنها حکم دادند. این عمل آنقدر زشت و قبیح و غیر انسانی است که خدای سبحان، آن را با سه تقبیح بیان می­فرماید «فاحِشَةً وَمَقْتًا وَسآءَ سَبیلاً». همان­طور که سابقاً نیز استفاده شد، فاحشه به خود عمل زشت گفته می­شود، نه انجام دهندة آن، لکن اصطلاحاً به انجام دهندة کار زشت نیز فاحشه گفته شده است. ازدواج با نامادری عملی است زشت و غضب­ انگیز و مبغوض پروردگار و بدراهی است، چرا که باعث ایجاد مشکلات خانـوادگی و اجتماعی می­شود و لذا عقل و شرع آن را نهی می­کنند.

 

1- و آخرین از ایشان که هنوز ملحق نشده ­اند به ایشان(مبارکه جمعه/3).

2- اینترنت

3- مکارم الاخلاق، ج1، ص248

4- حلال نیست برای شما اینکه ارث برید از زنانتان با اکراه (مبارکه نساء/19).