يکي از مسائل نامطلوب براي مرد کنجکاوي­هاي زن و احياناً محدود کردن وي مي­باشد. به اين معنا که اگر زن رفت و آمدهاي همسر را زير نظر بگيرد و تجسّس نموده و حسّاسيت نشان بدهد و پيوسته همسر را بازجوئی کند، محيط خانه برای مرد حالت زندان پيدا می­کند و دائم به فکر فرار از آن زندان می­باشد. لذا رفته رفته دير آمدن­های همسر به خانه­ و گذراندن ساعات زندگيش در بيرون شروع می­شود. که در واقع زن به دست خود همسرش را از خانه فراری داده و باعث گشته که مرد، زندگی در بيرون از خانه و همراه دوستان بودن را به زندگی در کنار همسر ترجيح دهد. بنابراين زن کيّس و آگاه و مدبّر به جای محدود نمودن همسر که آثار و عواقب سوء و نامطلوبی دارد، تلاش می­کند با کیاست و زیرکی توأم با محبّت و رحمت و با صميميّت و موّدت و گذشت و بردباری و با بزرگوای­های اخلاقی، آن چنان دل همسرش را به دست آورد و محيط خانه را برای همسر امن و امان و پناهگاه مطمئن قرار بدهد که مرد در هر کجا باشد، آرام و قرار نداشته و پيوسته در فکر اين باشد که هر چه زودتر به پيش همسر و فرزندانش برگردد و آرام و قرار يابد. چنين مردی که قلبش در گرو محبّت همسرش می­باشد، زندگی با همسر و در کنار او بودن را به همة خوشی­های عالم ترجيح می­دهد و آن را با هيچ چيز معاوضه نمی­کند. در بخشی از نامة مادری به دخترش، چنين آمده است: «دخترم همسرت را آزاد بگذار تا هر کجا که می­خواهد برود امّا کاری کن که هر کجا می­رود باز نزد تو برگردد».

     آری، خداوند چنين توانائی و قدرتی را در نهاد زن قرار داده است که اگر بخواهد می­تواند با اتکاء به قدرت لايزال الهی اين چنين زندگی بهشتی را برای خود و همسر و فرزندانش فراهم آورده و آن را تا پايان عمر حفظ نمايد و به سعادت جاويد اُخروی نيز نائل گردد.

     همسران بايد به اين نکته توجّه کامل مبذول دارند که زندگی ميدان جنگ نيست که طرفين سعی کنند ديگری را يا اسير بگيرند و يا وادار به فرار نمايند و به نوعی از او انتقام بگيرند. اينکه در زندگی بنا بر زورمداری و اعمال خشونت و قدرت باشد و هر کدام قويتر بود ديگری را مغلوب ساخته و وادار به اطاعت نموده و برده و اسير خود سازد، نوعی زندگی جنگلی است و قبل از هر چيز، قانون جنگل در آن حکم­فرماست. چراکه قانون جنگل جز انتقام و حاکميت زور و قدرت نمی­باشد. کانون مقدّس خانواده بنای مبارکی است و کانون عشق و عاطفه و آشيانة صفا و محبّت و معدن مودّت و رحمت است، که زیربنای آن بر گذشت و عفو و صبر و بردباری و رفق و مدارا و اغماض و صلح و دوستی استوار است و در این مورد کفّة ترازوی هر کدام از زن و مرد سنگين­تر باشد، يعنی رفق و مداراي هر کدام بيشتر باشد، به دلیل احترام به قداست خانواده، مقامش بلند­تر و بـه خدای سبحان نزديکتر است. حضرت امام­ صادق (عَلَيهِ­السَّلام) از جدّ بزرگوارشان حضرت پیـامبر اسلام(صَلَّی­­اللهُ­عَلَيهِ­­وَ­اله) چنین نقل می­فرمایند که: «مَا اصْطَحَبَ اثْنانِ اِلّا کٰانَ اَعْظَمُهُمٰا اَجْراً وَ اَحَبَّهُمٰا اِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَرْفَقَهُمٰا بِصٰاحِبِهِ»[1]، يعنی دو نفر با يکديگر همنشينی نمی­کنند مگر اينکه رفق و مداراي هر کدام از ایشان نسبت به ديگری بيشتر باشد، در پيشگاه حق تعالی پر اجرتر و محبوبتر است. هر چند که اين بيان نورانی شامل تمام رفاقت­ها و همنشينی­هاست، لکن از آنجايي که رفاقت و مصـاحبت همسران در سفر زندگی، طولانی­ترين رفاقت و همنشينی می­باشد، لذا از ميان زن و شوهر هر کدام رحمت و رفق و مدارا و صبر و گذشتش بيشتر باشد، در نزد حقّ تعالی مقرّبتر از ديگری است.

     شخصی نقل می­کند: «به حضور حضرت امام جعفر صادق(عَلَيهِ­السَّلام)  رسیدم درحالیکه خانه پر از جمعیت بود. امام(عَلَيهِ­السَّلام) فرمود: ای شيعة آل محمّد(صَلَّی­­اللهُ­عَلَيهِ­­وَ­اله) آگاه باشید از ما نيست کسيکه هنگام خشم بر خود مسلّط نباشد و کسيکه با یارانش به خوبی رفتار نکند. به آنان که با او خوش اخلاقی کرده­اند، خوش خُلقی نشان ندهد و با همنشینانش به خوبی معاشرت نکند و نسبت به همسایگان خوش رفتار نباشد و رعایت نمک خوارگی را ننماید»[2]. ملاحظه می­شود که وقتی رفتار نرم و رفق و مدارا با همنشین، از علائم بارز تقوا می­باشد، پس نرمی و مدارا با همسر در چه جایگاهی قرار دارد و به چه میزان موجبات خشنودی پروردگار را فراهم می­آورد.

 

1- اصول کافی، ج2، ص120

2- آداب معاشرت از دیدگاه معصومان(عَلَيهِمُ­السَّلام) ، (ترجمه وسائل الشیعه)، ص386